تبليغاتX
نذر موعود
نذر موعود
تو کیستی که بادهای جهان وقتی از زیارت تو می آیند موج موج عطر یاس در هوا می پراکنند

و یاسها از روزی که رفتی از سپیدی خود شرمسار شده اند

 

تو کیستی که آبهای جهان قطره قطره مهر تواند

 و نیلوفران از آن روز که گونه بر گونه تو ساییده اند

جز با سر سپردن به دستان مهر تو آرام نمی گیرند

 

 

 تاریخ نیز از زیارت تو می آید مادر

که گرد یتمیمی این چنین بر شانه های خمیده اش نشسته است

و دلاور خیبر نیز

 وقتی هق هق شانه هایش پشت نخلهای کوفه را خم می کند

 

اما تو از زیارت که آمدی مادر؟

که چشمان خسته ات چنین بی تاب در انتظار مرهم می تپد

 

بگو مادر

از زیارت که می آیی امروز

که وقتی برایش دعای فرج می خوانی

لحظه ای درد سینه ات آرام می گیرد؟...

 

اما

انگار او خود نیز از زیارت تو آمده است

می شنوی مادر؟

دارد خدا را به پهلوی تو قسم می دهد....

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم خرداد 1388 توسط آیه |
Blog Skin