تبليغاتX
نذر موعود

آمده‌ايم. از ابتداي بيابان تاريخ. با لبهايي تفتيده، دستان ترک خورده و جانهايي که در سوزشي مدام ديگر ادامه زيستن را برنمي تابد.

خسته‌ايم. خسته از سرابهاي دوري که سالها به دنبالش دويديم و جز بر تشنگي‌مان نيفزود:

فريب فلسفه را خورديم و به جاي آب حيرت و ناداني تقديممان کرد

حيران پيچ و تابهاي طنازانه عرفان شديم و جز بر سرگشتگي‌مان نيفزود

مفتون قدرت علم شديم و برايمان بمب ساخت

دست به دامان سياست شديم اما او ناداني و سرگشتگي و غرورمان را غنيمت شمرد و دروغها و بمبها را بر سرمان آوار کرد.

مي‌بيني مهربان... ما زندگي را از ياد برده‌ايم... مردگاني شده‌ايم که لباس زندگان بر تن کشيده‌اند.

ما تشنه‌ايم. تشنگي قرنها با ماست...

جرعه‌اي آب ميخواهيم...آب... تا به زندگي بازگرديم...

 

                                              امام رضا (ع):

"امام آب گوارا در حال تشنگي، و دلالت کننده بر هدايت و نجات دهنده از سختي‌هاي هولناک است." [1]

 

اکنون بازگشته‌ايم. آمده‌ايم نزد تو. در برابرت زانو زده‌ايم، سر فرود آورده‌ايم و خالي دستانمان را بسويت دراز کرده‌ايم تا از علم و مهر و صدق و قدرتت سيراب شويم.

ببخش مارا مهربانترين. دير آمده‌ايم...خيلي دير... ميدانيم. اما باور کن که ديگر آبروي همه سرابها پيش ما رفته است. آمده‌ايم تا تو، تو که سرچشمه جوشان هستي مايي از عطش جهل و مکر و حيراني اين قرنها رهايمان کني.

 

ميخواهيم به شکرانه وجود زلالت ـ که به يمن آن موجود شده‌ايم ـ ديگر جز از تو از کسي آب طلب نکنيم.

آمده‌ايم تا با تو جرعه جرعه تا عشق، تا خدا بالا برويم و بشنويم نداي پروردگارمان را که:

                                       "و جعلنا من الماء کل شيء حي"[2]

 

 



[1] - اصول کافي/ کتاب الحجه/ باب نادر جامع في فضل الامام/ح1

[2] - 30 انبياء

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 0:21 توسط آیه |