تبليغاتX
نذر موعود
خیز و جامه نیلی کن روزگار ماتم شد

السلام علي ربيع الانام و نضره الايام

سلام بر بهار دلها و خرمي روزگاران

 

از کنج لحظه‌هاي اين آدينه‌اي که قدوم ظهورت را تجربه نکرد، سلام مرا بپذير، پدر!

سلام پدر، سلام بر تو و سلام بر آدينه تو

سلام پدر، سلام فرزندي که اين روزها دلش بي تو کويري‌ترين است و جانش خسته‌ترين

سلام بر تو پدر! سلام بر تو آن هنگام که بر جان و دل و روح پژمرده‌اش دعا مي‌کني و سلام بر تو آنگاه که سلام نحيف و ناچيزش را آنگونه که مهر و ولايت را درخور است پاسخ مي‌دهي.

سلام بر تو بهار من! سلام گلها بر تو آنگاه که در پاييزي‌ترين گوشه قلبم جوانه مي‌زني و سلام آفتاب بر تو وقتي در يلدايي‌ترين سمت جانم طلوع مي‌کني.

سلام باران بر تو، مهر من! خرمي من! آباداني روحم! سلام بر تو آنگاه که حضور سبزت مرا از اين برگريزترين پاييز غم مي‌رهاند.

سلام اميد بر تو که خود به يمن حضور توست که هنوز نفس مي‌کشد و سلام زندگي بر تو که هنوز و هميشه را به برکت جان تو مي‌گذراند.

سلام پدر! هزاربار سلام!

اين روزها جانم عجيب بي‌تاب توست که جاري شوي چون قطره‌هاي باران، چون چکه‌هاي طراوت در جانم و ملال اين روزها را ـ که نمي‌دانم چرا اينهمه غربت بر سر و رويم مي‌پاشدـ از جانم بشويي.

پدر اين روزها دلم عجيب هواي تو را کرده، اما نمي‌دانم چرا پاي رفتار مي‌لنگد.

ويرانم پدر، ويران‌تر از اين آدينه‌اي که خدا اذنش نداد تا به قدوم ظهورت مفتخر شود. اما شما را قسم به مهرتان، نگذاربد من هم مثل امروز در التهاب انتظار قدومتان ذره ذره تمام شوم و به شب برسم. بگذاريد دشت روحم با قدوم "حضورتان" گلباران شود. بگذاريد روح بي‌تابم در پناهگاه امن شما حريم امنيت را تجربه کند. براي ورود به دري ازلي و ابدي که بر تارکش " ادخلوها بسلام آمنين" را حک کرده‌اند اذنم دهيد پدر!

بهشت من حريم امن محبت شماست

                                                 بهشتي‌ام کنيد

بهار من آفتاب لطف شماست

                                              در من طلوع کنيد بهار من

  در

      من

            طلوع

                   کن...

.......................................................

اين روزها دلم عجيب در التهابش بي‌تاب است. اما نمي‌دانم چرا از هر آنچه غير اوست مملوست و از حضور او... نمي‌دانم شايد زنگار گناهان اين چنين پاييزي‌اش کرده. منت می گذارید اگر در نمازهايتان براي اين خواهر نامه سياهتان استغفار کنيد...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 15:50  توسط آیه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
هفته اوّل دی 1388
هفته چهارم آذر 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1384
هفته چهارم دی 1384
هفته سوم دی 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته چهارم آبان 1384
هفته اوّل آبان 1384
هفته چهارم مهر 1384
هفته سوم مهر 1384
هفته دوم مهر 1384
هفته چهارم شهریور 1384
هفته سوم شهریور 1384
پیوندها
تدریس
بيداريه
شبستان
میثاق 12
نجوای دل
مهر سپهر
تکثير آفتاب
رد پاي ياس
سفینه نجات
وعده دیدار 2
آشناي هماره
بهائی پژوهی
دل نوشته ها
هميشه با تو
بازگشت به صحنه
تمام خلقت در انتطارند
هر روز بي تو روز مباداست
بنیاد علمی پژوهشی مهدویت
دست نوشته های خاکستری
پيوند با امام عصر (عج)
فرزندان راهي ديگر
يک بيشه انديشه
حديث شيدايي
پرواز روي بالها
چکه ها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM