سلام مهربان!
من برگشتم! با يک دنيا شرمندگي از نذري که به تمام ادايش نکردم
اين خانه نذر تو بود و مي خواستم تا وقتي که ميتوانم از حضور يادت معطرش کنم، اما کوتاهي کردم ... شرمندهام حالا...به اندازهي تک تک ثانيههايي که ميتوانستم به نام تو بنويسم و ننوشتم
حالا ميخواهم بيايم و برايت بمانم. ميدانم مهر و لطفت بازهم همراهم خواهد بود که بازگشتم هم به يمن مهر و توجه تو بودهاست.
سلام مهربانم...!
افتخار ميدهيد به کلماتم که نذر يادتان باشد...؟
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 توسط آیه
|

